نیک آهنگ
درست یکماه دیگه تو بغلم هستی.خیلی خیلی خوشحالم.تو هفته گذشته تصادف سختی داشتیم.خدارو صدهزار مرتبه شکر هیچیمون نشد . همه بهت میگن پسر پهلوان.چون با توجه به بد بودن تصادف تو همچنان پیش ما هستی و این جای شکر داره.
دیشب تخت و کمدت را آوردند . آبی و سفید . طاقت نداشتم و غروبی با همدیگه جابجاشون کردیم . البته روی موکت می کشیدمشون تا تو اذیت نشی. بعد هم کلی بر چسب های خوشگل از خرس پو و دوستاش و ... چسبوندم . بابایی که اومد تعجب کرد و کلی پسر هرکولشو ناز کرد. خاله فاطمه امروز زنگ زد و وقتی ماجرای تصادف را شنید کلی نازت کرد و برای سلامتیت دعا کرد . حالا قرار یه روز با خاله نگین و عمو علیرضا بیان دیدنمون.
راستی برای روی کمد و کناره های تختت شکل سل را با فوم زرد درست کردم که با اسمت جور در میاد.پنج خط حامل هم با چسب سفید چسبوندمو روش نت موسیقی گذاشتم.بابایی خسته است و خوابیده صبح که بیدار بشه میبینه و ذوق میکنه....
خیلی خیلی دوست داریم نیک آهنگ عزیز...


نیک آهنگ
